جوات یا همون جواد، یه جغد بیست و خورده ای سالس که تو یه خانواده ی فقیر، پایین شهر بدنیا اومده. باباش تا زمانی که پیششون بود راننده ی ماشین سنگین بود و وضعشون خوب بود، ولی بعد از اینکه باباش تو یکی از سفراش گم میشه، زندگی روی سختشو بهشون نشون میده. جوات برای اینکه در آمدی داشته باشه و واسه مادرشو سه تا خواهر دم بختش خرجی بیاره، یه مدت با ماشین یکی از رفیقاش میرفت و تو آژانس کار میکرد. از اونجاییم که شبا نمیخوابید، تازه سر شب میرفت سر کار وصُبا برمیگشت و میخوابید. هم خودش راحت تر بود هم کرایه ی آخر شبا بیشتر بود. تا اینکه یه شب به عنوان سرویس میره دم یه رستوران با کلاس ایتالیایی. یه خانمِ روباه که آشپز اون رستوران بود، مسافر اون شبش بود. آق جوات هم از تو همون آینه وسط عاشق و دلباخته ی این خانم میشه. به حدی که حتی فرم هیکلشم عوض میشهتا جایی که الان دیگه از هیکلشم عاشقی میباره.بعد از کلی فک کردن با خودش به این نتیجه میرسه که اگه میخواد دل این خانمو به دست بیاره، باید سر و وضعشو مرتب کنه، باباشو پیدا کنه با خونوادش پا پیش بذارن و همه اینکارا پول میخواد. به همین خاطر رانندگی آژانسو کنار گذاشته و به عنوان مدل گوشواره اومده پیش ما تا از فرم خاص بدنش استفاده کنیم و به ازای هر گوشواره ای که فروش میره یه درصدی بش بدیم تا به خواسته ی دلش برسه. آق جواتمون نگاهش به شماست 😉

مطالب مشابه:  فری
28 2
28 3
24 1
25 1
26 1
26 2
27 1
28 1

Previous
Next

داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *